جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
compact
01
فشرده, جمع و جور
qui est dense, serré ou peu volumineux
مثالها
Elle a acheté un appareil photo compact pour ses voyages.
او یک دوربین فشرده برای سفرهایش خرید.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فشرده, جمع و جور