جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le collyre
01
محلول چشمی, محلول شستشوی چشم
liquide médicamenteux pour traiter ou nettoyer les yeux
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
collyres
مثالها
Le médecin m'a donné un collyre pour soigner mon infection.
پزشک برای درمان عفونتم به من قطره چشم داد.



























