جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
coiffer
01
آرایش کردن مو, مرتب کردن مو
arranger ou mettre en forme les cheveux de quelqu'un
مثالها
Elle coiffe sa sœur avant la fête.
او قبل از مهمانی موهای خواهرش را آرایش میکند.
02
موی (خود را) مرتب کردن
arranger ou brosser ses cheveux pour qu'ils soient beaux
مثالها
Il se coiffe rapidement avant de sortir.
او قبل از بیرون رفتن سریع موهایش را شانه میکند.



























