جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cinglé
01
خلوچل, دیوانه
fou, un peu délirant ou excentrique
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
le plus cinglé
شکل تفضیلی
plus cinglé
درجهپذیر
مفرد مذکر
cinglé
جمع مذکر
cinglés
مفرد مؤنث
cinglée
جمع مؤنث
cinglées
مثالها
Ma voisine est un peu cinglée, mais très gentille.
همسایهام کمی دیوانه است، اما بسیار مهربان است.



























