جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
chuchoter
01
نجوا کردن, پچ پچ کردن، زمزمه کردن
parler à voix basse, presque en murmure
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
chuchote
اولشخص جمع
chuchotons
اولشخص زمان آینده
chuchoterai
وجه وصفی حال
chuchotant
اسم مفعول
chuchoté
اولشخص جمع زمان ناقص
chuchotions
مثالها
Les enfants chuchotent en classe.
کودکان در کلاس زمزمه میکنند.



























