جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cancaner
01
بدگویی کردن, غیبت کردن
parler beaucoup et souvent de façon indiscrète ou frivole
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
جدانشدنی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
cancane
اولشخص جمع
cancanons
اولشخص زمان آینده
cancanerai
اسم مفعول
cancané
اولشخص جمع زمان ناقص
cancanions
مثالها
Elle cancane tout le temps au bureau.
او همیشه در دفتر وراجی میکند.
02
قوقو کردن, سر و صدا کردن
jacasser, cri de l'oie
مثالها
On entend les oies cancaner au lever du soleil.
میتوانید صدای غازها را قدقد کردن در طلوع آفتاب بشنوید.



























