جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le camping
01
اردو, اردوگاه
activité de passer du temps en plein air, souvent avec une tente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
campings
مثالها
Nous faisons du camping chaque été au bord du lac.
ما هر تابستان در کنار دریاچه کمپینگ میکنیم.
درخت واژگانی
camping
camp



























