جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La caisse
01
صندوق (در فروشگاه), محل پرداخت
صندوق (در فروشگاه)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
caisses
مثالها
caisse de retraite
جلوی صندوق (دستگاه پرداخت) صف بایستید تا خریدهای خود را پرداخت کنید.
02
جعبه (حمل کالا), صندوق
récipient rigide, souvent en bois ou en carton, destiné à contenir et transporter des marchandises
مثالها
Le déménageur a porté une lourde caisse de livres.



























