جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le brunch
01
چاشت, صبحانه دوم
un repas pris entre le petit-déjeuner et le déjeuner, souvent copieux
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
brunchs
مثالها
Nous avons pris un brunch au café dimanche matin.
ما یک برانچ در کافه صبح یکشنبه خوردیم.



























