le bricolage
bri
bʁi
bri
co
kaw
lage
laʒ
lazh

تعریف و معنی "bricolage"در زبان فرانسوی

Le bricolage
01

خرده کاری, تعمیر جزیی

activité consistant à faire des réparations ou améliorations mineures soi-même 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
bricolages
مثال‌ها
J'ai passé mon dimanche à faire du bricolage. 

یکشنبه‌ام را به انجام کارهای دستی گذراندم.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

bricolage
bricole
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه