جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bordeaux
01
(به رنگ) شرابی, شرابی رنگ
de couleur rouge foncé tirant sur le violet, semblable à celle du vin rouge
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
bordeaux
جمع مذکر
bordeaux
مفرد مؤنث
bordeaux
جمع مؤنث
bordeaux
مثالها
Les rideaux bordeaux donnent une ambiance chaleureuse.
پردههای بورگوندی فضایی گرم ایجاد میکنند.
Le bordeaux
01
شراب بوردو
vin rouge produit dans la région de Bordeaux
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
bordeaux
مثالها
Nous avons servi un bordeaux avec le rôti.
ما یک بوردو با کباب سرو کردیم.



























