جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le barbier
01
سلمانی
personne qui coupe, taille ou rase les poils et la barbe des hommes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
barbiers
مثالها
Je vais chez le barbier une fois par mois pour entretenir ma moustache.
من ماهی یک بار به آرایشگر میروم تا سبیلهایم را حفظ کنم.



























