جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'attirance
01
کشش, جاذبه، گیرایی
fait d'être attiré ou charmé par quelqu'un ou quelque chose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
attirances
مثالها
Il ressent une forte attirance pour elle.
او احساس جاذبه قویای نسبت به او دارد.



























