جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
atterrir
01
فرود آمدن, به زمین نشستن
se poser sur le sol après un vol
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
atterris
اولشخص جمع
atterrissons
اولشخص زمان آینده
atterrirai
وجه وصفی حال
atterrissant
اسم مفعول
atterri
اولشخص جمع زمان ناقص
atterrissions
مثالها
L' oiseau a atterri sur la branche.
پرنده روی شاخه فرود آمد.



























