جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'athlétisme
01
دو و میدانی
un ensemble de sports comprenant la course, le saut et le lancer
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
athlétismes
مثالها
Il pratique l'athlétisme depuis son enfance.
او از کودکی دو و میدانی تمرین میکند.



























