جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'antipathie
01
بیزاری, انزجار
sentiment de répulsion ou de mépris envers quelqu'un ou quelque chose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il éprouve une antipathie pour son voisin.
او نسبت به همسایهاش بیزاری احساس میکند.



























