جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
acquitté
01
تبرئه شده, بیگناه شناخته شده
qui a été déclaré non coupable par un tribunal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
acquitté
جمع مذکر
acquittés
مفرد مؤنث
acquittée
جمع مؤنث
acquittées
حوزه
droit, justice
مثالها
L'homme a été acquitté après un long procès.
آن مرد پس از یک محاکمه طولانی تبرئه شد.
LanGeek



























