جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dotar
01
تجهیز کردن
proveer a alguien o algo de lo necesario
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
doto
سومشخص مفرد
dota
وجه وصفی حال
dotando
گذشته ساده
dotó
اسم مفعول
dotado
مثالها
El proyecto está dotado de recursos suficientes.
پروژه از منابع کافی برخوردار است.



























