جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
diluviar
01
باریدن شدید, ریختن از آسمان
llover de forma muy intensa y continua
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
diluvio
سومشخص مفرد
diluvia
وجه وصفی حال
diluviando
گذشته ساده
diluvial
اسم مفعول
diluviado
مثالها
Empezó a diluviar por la tarde.
بعد از ظهر باران سیلآسا شروع شد.



























