جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La tarificación
01
تعرفهگذاری, قیمتگذاری
proceso de fijar o medir tarifas o precios según el consumo o uso
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Se introdujo un nuevo sistema de tarificación eléctrica.
یک سیستم جدید تعرفهگذاری برق معرفی شد.



























