جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
contrarreloj
01
بر ضد زمان, با محدودیت زمانی شدید
de manera urgente o con límite de tiempo estricto
مثالها
El equipo actuó contrarreloj tras el fallo técnico.
تیم پس از خرابی فنی بر خلاف ساعت عمل کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بر ضد زمان, با محدودیت زمانی شدید