جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La erradicación
01
ریشهکنی
eliminación completa de una enfermedad o problema de salud
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
erradicaciones
مثالها
Se logró la erradicación del virus en la región.
ریشهکنی ویروس در منطقه محقق شد.



























