جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sobrevolar
01
پرواز کردن بر فراز, عبور کردن از روی
volar por encima de un lugar o superficie sin aterrizar
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
اولشخص مفرد
sobrevuelo
سومشخص مفرد
sobrevuela
وجه وصفی حال
sobrevolando
گذشته ساده
sobrevoló
اسم مفعول
sobrevolado
مثالها
Los helicópteros sobrevolaron la zona del accidente.
بالگردها بر فراز منطقه تصادف پرواز کردند.



























