جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La primicia
01
انحصاری
noticia importante que se conoce antes que el público general
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
primicias
مثالها
El periodista consiguió una primicia sobre el caso.
روزنامهنگار یک اخبار اختصاصی درباره پرونده به دست آورد.



























