جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
currar
01
کار کردن, زحمت کشیدن
trabajar, especialmente de forma informal o coloquial
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
curro
سومشخص مفرد
curra
وجه وصفی حال
currando
گذشته ساده
curró
اسم مفعول
currado
مثالها
Está currando en un restaurante.
او در یک رستوران کورار میکند.



























