جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La pipa
01
تخمه آفتابگردان
semilla comestible del girasol, generalmente tostada
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
pipas
مثالها
Le gusta comer pipas mientras ve la televisión.
او دوست دارد هنگام تماشای تلویزیون تخمه آفتابگردان بخورد.



























