la farándula
farán
ˈfaɾan
faran
du
du
doo
la
la
la
glándula

تعریف و معنی "farándula"در زبان اسپانیایی

La farándula
01

دنیای سرگرمی, صنعت سرگرمی

mundo del espectáculo y entretenimiento 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثال‌ها
Se mudó a Madrid para trabajar en la farándula. 

او به مادرید نقل مکان کرد تا در دنیای سرگرمی کار کند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه