جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El cuento policíaco
01
داستان پلیسی, داستان کارآگاهی
relato que narra crímenes y la investigación de los mismos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cuentos policíacos
مثالها
Leí un cuento policíaco que me mantuvo en suspenso.
من یک داستان پلیسی خواندم که مرا در تعلیق نگه داشت.



























