جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El comienzo
01
آغاز
momento en que algo inicia o empieza
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
comienzos
مثالها
Al comienzo del curso, nos presentaron a todos los estudiantes.
در ابتدای دوره، همه دانشآموزان به ما معرفی شدند.



























