جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La gráfica
01
نمودار, گراف
representación visual de datos o información
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
gráficas
مثالها
La gráfica muestra las ventas del mes.
نمودار فروش ماه را نشان میدهد.



























