جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La sintonía
01
هماهنگی, اتصال
conexión o afinidad entre personas, ideas o señales
مثالها
El programa perdió sintonía con el público joven.
برنامه هماهنگی خود را با مخاطبان جوان از دست داد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هماهنگی, اتصال