جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
patear
01
لگد زدن, ضربه پا زدن
dar una patada a algo o alguien
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
pateo
سومشخص مفرد
patea
وجه وصفی حال
pateando
گذشته ساده
pateó
اسم مفعول
pateado
مثالها
No debes patear la silla, es peligrosa.
نباید به صندلی لگد بزنی، خطرناک است.



























