جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El FOMO
01
ترس از دست دادن چیزی
miedo a perderse algo interesante o divertido
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Tiene FOMO cada vez que sus amigos salen sin él.
هر بار که دوستانش بدون او بیرون میروند، FOMO دارد.



























