جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La piel de gallina
01
پوست مرغی
pequeñas protuberancias en la piel causadas por frío miedo o emoción
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La película de terror me dio piel de gallina.
فیلم ترسناک به من پوست مرغی داد.



























