جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La piel de gallina
01
پوست مرغی
pequeñas protuberancias en la piel causadas por frío miedo o emoción
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Sentí piel de gallina al escuchar la canción.
وقتی آهنگ را شنیدم پوست مرغی شدم.



























