جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El control de armas
01
کنترل اسلحه
los acuerdos para limitar el número o tipo de armas militares
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Las superpotencias negociaron el control de armas.
ابرقدرتها در مورد کنترل تسلیحات مذاکره کردند.



























