جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El control
01
کنترل, تسلط
acción o efecto de verificar o supervisar algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
controles
مثالها
El control de calidad es muy importante en la fábrica.
کنترل کیفیت در کارخانه بسیار مهم است.
02
آزمون
prueba o examen para evaluar conocimientos o habilidades
مثالها
El control de matemáticas fue más difícil de lo esperado.
آزمون ریاضی سختتر از آنچه انتظار میرفت بود.



























