جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
validar
01
تأیید کردن, اعتبارسنجی کردن
confirmar o dar validez oficial a algo, como un documento, un resultado o un sentimiento
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
valido
سومشخص مفرد
valida
وجه وصفی حال
validando
گذشته ساده
validó
اسم مفعول
validado
مثالها
El banco validó la firma del cheque.
بانک امضای چک را تأیید کرد.



























