جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
proscribir
01
ممنوع کردن, غیرقانونی اعلام کردن
declarar algo ilegal y prohibir su uso o práctica
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
proscribo
سومشخص مفرد
proscribe
وجه وصفی حال
proscribiendo
گذشته ساده
proscribió
اسم مفعول
proscrito
مثالها
El gobierno decidió proscribir el grupo armado.
دولت تصمیم گرفت گروه مسلح را ممنوع کند.



























