جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cofirmar
01
امضای مشترک
firmar un documento legal, como un contrato o un préstamo, junto con otra persona, asumiendo responsabilidad conjunta
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
cofirmo
سومشخص مفرد
cofirma
وجه وصفی حال
cofirmando
گذشته ساده
cofirmó
اسم مفعول
cofirmado
مثالها
Decidieron cofirmar la compraventa del coche para evitar problemas futuros.
آنها تصمیم گرفتند که سند خرید و فروش ماشین را بهطور مشترک امضا کنند تا از مشکلات آینده جلوگیری کنند.



























