جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El gánster
01
گنگستر, عضو باند جنایتکار سازمانیافته
un miembro de una banda organizada dedicada a actividades criminales violentas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
gánsteres
مثالها
Los gánsteres controlaban el tráfico de alcohol durante la prohibición.
گانگسترها قاچاق الکل را در دوران ممنوعیت کنترل میکردند.



























