جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La libertad condicional
01
آزادی مشروط, دوره آزمایشی
la liberación anticipada de un preso bajo ciertas reglas y supervisión
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Saldrá de la cárcel mañana bajo libertad condicional.
او فردا با آزادی مشروط از زندان آزاد خواهد شد.



























