جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El arresto
01
دستگیری, بازداشت
la acción de detener legalmente a una persona bajo sospecha de un delito
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
arrestos
مثالها
El arresto del hombre armado ocurrió en el centro comercial.
دستگیری مرد مسلح در مرکز خرید رخ داد.



























