جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El allanamiento
01
شکستن و ورود, ورود غیرقانونی
el acto de entrar ilegalmente en un domicilio o propiedad, especialmente con fuerza
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
allanamientos
مثالها
Hubo un allanamiento en la casa de al lado mientras estaban de vacaciones.
در حالی که آنها در تعطیلات بودند، در خانه کناری یک allanamiento رخ داد.



























