جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La sobrestadía
01
دمراژ, هزینه تاخیر
el cargo por retraso en la devolución de un vehículo o contenedor de alquiler
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
sobrestadías
مثالها
Evitó pagar sobrestadía devolviendo el camión justo a tiempo.
او با بازگرداندن کامیون دقیقاً در زمان مقرر از پرداخت دمراژ اجتناب کرد.



























