جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
precipitar
01
حمله کردن, پریدن
lanzarse o moverse muy rápido y de forma repentina
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
precipito
سومشخص مفرد
precipita
وجه وصفی حال
precipitando
گذشته ساده
precipitó
اسم مفعول
precipitado
مثالها
Precipitaron al interior cuando empezó a llover.
وقتی باران شروع شد، آنها به داخل هجوم بردند.



























