جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El unicornio
01
اسب تکشاخ
una criatura mitológica con forma de caballo y un cuerno en la frente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
unicornios
مثالها
La niña soñaba con montar un unicornio alado.
دختر رویای سوار شدن بر یک تکشاخ بالدار را داشت.



























