جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La instantánea
01
عکس فوری
una fotografía tomada de forma rápida y espontánea
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
instantáneas
مثالها
Tomó una instantánea de los niños jugando en el parque.
او یک عکس فوری از بچههایی که در پارک بازی میکردند گرفت.



























