جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El zigzag
01
زیگزاگ
línea o recorrido formado por giros alternados hacia lados opuestos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
zigzags
مثالها
Dibujé un zigzag en el papel.
من یک زیگزاگ روی کاغذ کشیدم.



























