جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
saciar
01
سیراب کردن
satisfacer completamente una necesidad o deseo, como el hambre, la sed o un antojo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
sacio
سومشخص مفرد
sacia
وجه وصفی حال
saciando
گذشته ساده
sació
اسم مفعول
saciado
مثالها
Nada sacía su hambre después del largo viaje.
هیچ چیز گرسنگی او را پس از سفر طولانی فروننشاند.



























