جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
leudar
01
خمیر کردن, تخمیر کردن
hacer que una masa aumente de volumen mediante la fermentación
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
leudo
سومشخص مفرد
leuda
وجه وصفی حال
leudando
گذشته ساده
leudó
اسم مفعول
leudado
مثالها
El polvo de hornear ayuda a leudar los bizcochos.
پودر بیکینگ به ور آمدن کیکها کمک میکند.



























